تسخیر می شوم...

این روزهــا ..
حتــی
هــَــوای عبــور تـــ♥ــو را هـَـم می نــوشـــم (!)

با تــمــام عاشقانــهـ ها،
تسخـیــر می شــوم ...(!)

/ 25 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرستو

خدایا... عیوب را بفرست بیاید......!!! میخواهم کمی از صبرم برایش بگویم...

گلبرگ

نه کسی منتظر است... نه کسی چشم به راه... نه خیال گذر از کوچه ی ما دارد ماه... بین عاشق شدن و مرگ مگر فرقی هست؟ وقتی از عشق نصیبی نبری غیر از آه...!

baran

چــه زیبــاست وقتـی میفهمـی کسـی زیــر ایـن گنــبد کبــود انتظــارت را میـکشـــــد چــه شیرین اســـــت طعــم پیامکی کــه میگـــوید : " کجایـی نگران شدم "

nobody

عشق یعنی ساعتِ دیدار که رسید خانه را که هیچ شهر را مرتب کنی

ترانه

[گل][گل][گل]

مژده

خدایا . . . یا نوری بیفکن یا توری ، ماهی کوچکت ، از تاریکی این اقیانوس می ترسد . . .

سید مجتبی محسن زاده

درود بی پایان بر شما دوست خوبم با شعرم ((میراث حسین))دعوتید به اشعار عاشقانه در انتظار قدومتان هستم...

سیمین

خیمه ماه محرم زده شد بر دل ما... باز نام تو شده زینت هر محفل ما جز غم عشق تو ما را نبود سودایی...عشق سوزان تو آغشته به آب و گل ما السلام علیک یا اباعبدالله

Rain boy

داشتنت مثل هوای برفی یا نم نم باران جاده شمال یا مثل آن بغلی که عاشقت است و تنهایت نمی گذارد و یا مثل برگشتن آدمی که سالهای سال منتظر آمدنش بودی ؛ آی می چسبد

گـــآهيـــ چتر رآ بآيد دستـــِ بـــآرآن دآد روي سر خودش بگيرد . . . و مـــآ . . . جآیش ببآريمـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ [گل]